همه امتيازات اين پايان نامه به دانشگاه لرستان تعلق دارد. در صورت استفاده از تمام يا بخشي از مطالب در مجلات، کنفرانس ها يا سخنراني ها بايد نام دانشگاه لرستان و نام دانشجو با ذکر ماخذ و ضمن کسب اجازه کتبي از دفتر تحصيلات تکميلي دانشگاه ثبت شود. در غير اين صورت، مورد پيگرد قانوني قرار خواهد گرفت.
دانشگاه لرستان
دانشکده کشاورزي
عنوان پايان نامه:
بررسي اتيولوژي بيماري زردي نخود و تعيين مقاومت ارقام متداول در استان لرستان
نگارش:
ثريا ميرزاپور
استاد راهنما :
دکتر مصطفي درويش نيا
اساتيد مشاور:
دکتر عيدي بازگير و دکتر داريوش گودرزي
پايان نامه جهت دريافت درجه کارشناسي ارشد در رشته گياهپزشکي
شهريور 1393
چکيده:
در اين پژوهش به منظور شناسايي عوامل بيماري زردي و پژمردگي نخود و ارزيابي ارقام مقاوم نخود نسبت به اين بيماري در سال زراعي 93-92 از مزارع نخود در مناطق مختلف استان لرستان نمونه‌برداري شد و در مجموع 79 جدايه قارچي بدست آمد. قارچ‌ها بر اساس مشخصات ريخت‌شناسي و با استفاده از کليدهاي معتبر و مقالات شناسايي شدند. در اين تحقيق 11 گونه فوزاريوم و 2 گونه غير فوزاريوم شناسايي شد که عبارتند از Fusarium oxysporum، F. javanicum، F. solani، F. petroliphilum، F. foetens F. pallidoroseum، F. camptoceras، F. acutatum، redolens F.،F. sambucinum F.reticulatum ، Alternaria alternate ،Bipolaris sorokiniana گونه‌هاي F. redolens، F. foetens، F. acutatum و F. petroliphilum از لرستان و گونه‌هاي F. foetens، F. acutatum، petroliphilum F. براي اولين بار از ايران گزارش مي‌شوند. آزمون بيماريزايي جدايه‌هاي به دست آمده بر اساس اصول کخ انجام گرديد بنابراين بر اساس اصول کخ، با توجه به علائم مشاهده شده بر روي گياهان و جداسازي مجدد قارچ F. oxysporum. از قسمتهاي آوندي اين گياهچه‌ها و با توجه به فراواني زياد 38/25 درصد اين گونه نسبت به گونه‌هاي ديگر مي‌توان F. oxysporum. Schl. f. sp. ciceri (Padw) Matuo & K. Sato را به عنوان عامل بيماري زردي و پژمردگي نخود گزارش کرد. اين آزمايش در قالب طرح کاملاً تصادفي در چهار تکرار انجام شد. رقم ILC482 به عنوان شاهد حساس و رقم آرمان به عنوان شاهد مقاوم استفاده شد. مشاهدات بيماري در مرحله گياهچه و گلدهي ثبت شد. در مرحله گياهچه دو ژنوتيپ(FLIP03 -110C ، X98TH75K1-83) بسيار مقاوم، سه رقم (آزاد، هاشم و بيونيج) و 7 ژنوتيپ (SAR79J78K5-85،SAR79J15K3-86 ،SAR 79J15K3-86، SAR79J87K1-85، SAR79J38K8-85، SAR79J61K1-86، SAR79J18K1-86) مقاوم، دو ژنوتيپ (SAR79J78K3-86 و FLIP98-55C) نيمه مقاوم و چهار رقم (آرمان، گريت، نخود‌سياه، ILC482) حساس بودند. در حاليکه در مرحله گلدهي دو ژنوتيپ (FLIP03 -110C،X98TH75K1-83 ) مقاوم، رقم آزاد نيمه مقاوم، رقم هاشم و دو ژنوتيپ (SAR79J61K1-86، SAR79J18K1-86) حساس، 5 رقم (آرمان، گريت، نخود‌سياه، بيونيج، ILC482) و 7 ژنوتيپ (SAR79J61K1-86، SAR79J38K8-85، SAR79J15K3-86، SAR79J710K2-85، FLIP98-55C، SAR79J78K5-85، SAR79J78K3-86 بسيار حساس به بيماري بودند.
واژگان کليدي: اتيولوژي، بيماري زردي، نخود، مقاومت ، لرستان
تقديم به:
روح پاک پدرم که ايستادگي را به من آموخت
و
مادرم، درياي بي کران فداکاري و عشق
و تقديم به تمام کساني که دو ستشان دارم
تقدير و تشکر
سپاس خداي را که سخنوران، در ستودن او بمانند و شمارندگان، شمردن نعمت هاي او ندانند و کوشندگان، حق او را گزاردن نتوانند. و سلام و دورد بر محمّد و خاندان پاك او، از آنجايي که تجليل از معلم، سپاس از انساني است که هدف و غايت آفرينش را تامين مي‌کند و سلامت امانت هايي را که به دستش سپرده اند، تضمين؛ بر حسب وظيفه بر خود لازم مي دانم از زحمات تمام کساني که در انجام اين پايان نامه به من کمک کردند تشکر و قدرداني کنم. از استاد با کمالات و شايسته؛ جناب آقاي دکتر مصطفي درويش نيا که در کمال سعه صدر، با حسن خلق و فروتني، از هيچ کمکي در اين عرصه بر من دريغ ننمودند و زحمت راهنمايي اين رساله را بر عهده گرفتند؛ از اساتيد مشاورم آقايان دکتر عيدي بازگير، مديريت محترم گروه، و دکتر داريوش گودرزي که بدون مساعدت ايشان، اين پروژه به نتيجه مطلوب نمي‌رسيد؛ کمال تشکر و قدرداني را دارم. از آقايان دکتر جهانشير شاکرمي و دکتر شهريارجعفري که زحمت داوري اين رساله را متقبل شدند ؛ و از آقاي دکتر علي کياني نماينده محترم تحصيلات تکميلي تشکر مي کنم . در پايان از دکتر حسين ميرزايي ، دکتر پيام پزشکپور ، دکتر حسين وفايي ، مهندس نادر آزادبخت و تمامي کساني که به نوعي در انجام اين پايان نامه به من کمک کردند تشکر و قدرداني‌مي‌کنم.
فهرست مطالب
عنوانصفحه
چکيده
مقدمه1
فصل اول: کليات
1-1- کليات5
1-1-1- سطح زير کشت و توليد نخود در ايران5
1-1-2- ارزش غذايي و کاربرد نخود8
1-1-3 – مشخصات گياهشناسي و تاريخچه پيدايش نخود8
1-1-4- توزيع و اهميت اقتصادي بيماري زردي و پژمردگي نخود9
1-2- تاريخچه بيماري زردي و پژمردگي نخود در دنيا10
1-3- تاريخچه بيماري زردي و پژمردگي نخود در ايران 12
1-4- کنترل بيماري زردي و پژمردگي نخود13
فصل دوم: مواد و روش ها
2-1- جمع آوري نمونه 18
2-2- محيط کشت ها 18
2-2-1- محيط کشت سيب زميني- دکستروز-آگار (PDA) 18
2-2-2- محيط کشت آب- آگار (WA) 18
2-2-3- محيط کشتSNA (Synthetic Nutrient-poor Agar) 18
2-2-4- محيط کشت Nash & Snyder 19
2-2-5- محيط کشت برگ ميخک- آگار (CLA) 20
2-2-6- محيط خاک 20
2-2- 7- محيط PDB 20
2-3- روش جداسازي قارچها 21
2-3-1- استفاده از محيط کشت PDA‌ 21
2-3-2- استفاده از محيط کشتNash & Snyder 21
2-4- روش خالص سازي قارچها 21
2-4-1- روش تک اسپور کردن (Single sporing) 21
2-5- روش نگهداري کشت خالص قارچها 22
2-5-1 روش استفاده از محيط خاک 23
2-6- روش وادارسازي قارچها به اسپورزايي 23
2-6-1- روش استفاده از محيط CLA 23
2-7- روش وادارسازي قارچها به توليد کلاميدوسپور 24
2-8- نحوه تشخيص قارچها 24
2-9- آزمايشات گلخانه‌اي 24
2-9-1- روش تهيه مايه تلقيح (Inoculum) جهت اثبات بيماريزايي قارچهاي فوزاريوم در گلخانه 24
2-9-2- روش تهيه ماسه، خاک و کود سترون جهت آزمايش‌هاي گلخانه‌اي 25
2-9-3- اثبات بيماريزايي قارچهاي فوزاريوم در گلخانه 25
2-9-4- روش تهيه مايه تلقيح جهت اثبات بيماريزايي قارچهاي غير فوزاريوم در گلخانه 26
2-9-5- اثبات بيماريزايي قارچهاي غير‌فوزاريوم با روش تلقيح ميسليومي در گلخانه 26
2-9-6- کشت گياهان جهت مايه‌زني 26
2-9-7- مايه زني گياهچه ها با سوسپانسيون قارچ و تعيين مقاومت ارقام 26
2-9-8- نقشه اجراي آزمايش 27
فصل سوم: نتايج
3-1- گونه هاي جمع آوري شده 29
3-1-2- توصيف جنس Fusarium 31
3-1-2- شرح گونه هاي فوزاريوم جمع آوري شده33
F. oxysporum33
F. redolens35
F. foetens 36
F. reticulatum 38
F. sambucinum 40
F. pallidoroseum 43
F. camptoceras 44
F. solani 46
F. javanicum 48
F. petroliphilum 49
F. acutatum 51
3-1-4- شرح گونه هاي غير فوزاريوم 52
Bipolaris sorokiniana52
Alternaria alternate 53
3-2- نتايج آزمايشات گلخانه‌اي 55
3-2-1- نتايج آزمون بيماريزايي در گلخانه 55
3-2-2- عامل بيماري56
3-2-3- موقعيت تاکسونومي56
3-2-4- علائم و مراحل آلوده سازي57
3-2-5- دامنه ميزباني 57
3-2- 6- انتشار58
3-2-7- بقاء58
3-2-8- نتايج ارزيابي مقاومت ارقام نخود58
فصل چهارم: بحث
4-1- شناسايي قارچها 84
4-2- تست بيماريزايي84
4-3- ارزيابي مقاومت ارقام 84
4-4- پيشنهادات85
منابع مورد استفاده86
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول 1-1- سطح زير کشت و ميزان توليد نخود در ايران18
جدول 1-2- وضعيت توليد نخود در استان هاي توليد کننده18
جدول 1-3- ميزان توليد نخود در کشورهاي توليدکننده نخود در جهان 20
جدول3-4- مشخصات جدايه‌هاي فوزاريوم جمع‌آوري شده از مزارع نخود استان لرستان 42
جدول3-5- مشخصات عوامل بيماريزاي قارچي غير فوزاريوم جدا شده از مزارع نخود استان لرستان 43
جدول 3-6- واکنش ارقام و ژنوتيپ‌هاي نخود بر عليه بيماري پژمردگي فوزاريومي در دو مرحله گياهچه و گلدهي 44
جدول 3- 7- تجزيه واريانس حاصل از آزمون دانکن صفات مورد بررسي در ارزيابي مقاومت 18رقم / ژنوتيپ نخود مورد مطالعه در ارقام تيمار و شاهد 75
جدول3-8- مقايسه ميانگين صفات بررسي شده در ارزيابي مقاومت ارقام نخود مورد مطالعه 77
عنوانفهرست اشکالصفحه
شکل 3-1- F.oxysporum 48
شکل 3-2- F. redolen50
شکل 3-3- F. foetens 52
شکل 3-4- F. reticulatum 54
شکل 3-5- F. sambucinum 56
شکل 3-6 – F. pallidoroseum 58
شکل 3-7 – F. camptoceras 59
شکل 3-8- F. solani 61
شکل 3-9- F. javanicum 63
شکل 3-10- F.petroliphilum 64
شکل 3-11- F. acutatum 66
شکل 3- 12- Bipolaris sorokiniana 67
شکل 3-13- Alternaria alternata 69
شکل 3-14- تست بيماريزايي ارقام نخود70
شکل 3- 15- ارزيابي مقاومت ارقام نخود73
شکل 3-16- دندروگرام تجزيه خوشه اي ژنوتيپ ها و ارقام نخود بر اساس صفات مورد آزمايش 82
عنوانفهرست نمودارهاصفحه
نمودار 3-1- فراواني قارچ هاي جدا شده از نخود در استان لرستان44
نمودار3- 2- مقايسه مقاومت ارقام در دو مرحله گياهچه و گلدهي 75
نمودار3- 3- مقايسه ميانگين نسبت طول اندام هوايي ارقام مورد آزمايش نسبت به شاهد 78
نمودار3-4- مقايسه ميانگين نسبت وزن تر اندام هوايي ارقام مورد آزمايش نسبت به شاهد 78
نمودار3- 5- مقايسه ميانگين نسبت وزن خشک اندام هوايي ارقام مورد آزمايش نسبت به شاهد 79
نمودار3- 6- مقايسه ميانگين طول ريشه ارقام مورد آزمايش نسبت به شاهد 79
نمودار3-7- مقايسه ميانگين وزن خشک ارقام مورد آزمايش نسبت به شاهد 80
نمودار3-8- مقايسه ميانگين وزن تر ارقام مورد آزمايش نسبت به شاهد 80
مقدمه
حبوبات دانه‌هاي خشک خوراکي هستند که به خانواده بقولات تعلق دارند. بذور رسيده و خشک حبوبات داراي ارزش غذايي زياد و قابليت نگهداري خوبي هستند و يکي از مهمترين منابع غذايي ‌سرشار ‎از‌‌‌‌‌ پروتئين مي‌باشند (باقري و همکاران، 1376). پس از غلات، دومين منبع مهم غذايي بشر، حبوبات است. اين گياهان متعلق به خانواده‌ي بقولات (Fabaceae) و زيرخانواده پروانه‌آسايان (Papilionoidea) هستند (کوچکي و بنايان اول، 1386). حبوبات با بر آوردن نيازهاي پروتئيني انسان و در نتيجه کاهش فشار بر چراگاه‌هاي طبيعي براي توليد پروتئين‌هاي دامي، نقش انکار ناپذيري در حفظ اکوسيستم هاي طبيعي دارند. نخود با نام علمي Cicer aritinum L گياهي است که علاوه بر تأمين پروتئين گياهي، توانايي افزايش حاصلخيزي خاک را دارد که نياز به مصرف کود شيميايي و سموم دفع آفات را به حداقل مي‌رساند (اميني زاده و همکاران، 1392).
حبوبات به دليل پروتئين بالا و اسيدهاي آمينه ضروري محصولات زراعي مهمي هستند دانه حبوبات در مقايسه با غلات محتوي پروتئين بيشتري است. مقدار پروتئين موجود در بذور حبوبات (25-20%) در مقايسه با غلات (10-6%) است. حبوبات به طور معمول سرشار از پروتئين، کربوهيدرات‌هاي پيچيده، فيبر و مقدار کمي روغن هستند (Akibode, 2011). همچنين مقدار پروتئين موجود در دانه حبوبات 10‌تا‌20 برابر بيشتر از پروتئين موجود در گياهان غده‌اي بوده، درحال حاضر حدود 90 درصد از کالري ‌‌و ‌75 درصد از پروتئين مورد نياز انسان از منابع گياهي تامين مي‌شود که در اين ميان حبوبات نقش مهمي را دارا مي‌باشد (مجنون حسيني، 1387). اين گياهان منبع مهم ويتامين‌هايي مانند ريبوفلاوين، ويتامين ب و کاروتن هستند و از لحاظ اسيدهاي آمينه ضروري مخصوصاً ليزين، که کمبود آن در غلات وجود دارد غني هستند. از طرف ديگر با توجه به توانايي تثبيت ازت در اين گياهان قرار‌دادن آنها در تناوب زراعي به پايداري سيستم‌هاي زراعي کمک مي‌کند (Singh et al.,1989).
حدود 680 هزار هكتار معادل 6/5 درصد از اراضي محصولات سالانه برداشت شده در سال زراعي 90- 1389 به حبوبات اختصاص يافته است. از اين مقدار نخود 3/61 درصد، از سطح برداشت را به خود اختصاص داده است. استان لرستان با توليد 80 هزار و 955 تن نخود مقام نخست توليد کشور را دارد (آمارنامه کشاورزي، 1390-1389‌).
نخود يکي از مهمترين محصولات در حال رشد در ايران و جهان است اما عملکرد و کيفيت نخود تحت تاثير پژمردگي ناشي ازFusarium oxysporum. Schl. f. sp. ciceri (Padw) Matuo & K. Sato قرار مي‌گيرد. کاهش عملکرد نخود به علت پژمردگي ناشي از قارچ فوزاريوم تا 90 درصد گزارش شده است. اين بيماري تقريباً در تمام مناطق زير‌کشت حبوبات از جمله، شبه قاره هند، ايران، پرو، سوريه ، اتيوپي مکزيک، اسپانيا، تونس، ترکيه و آمريکا شايع است (Lal and Datta, 2013). کاهش عملکرد نخود به علت پژمردگي فوزاريومي در هند و اسپانيا 10درصد، در تونس 40 درصد و در ايران 17درصد گزارش شده است (Karimi et al.,2012). پژمرده و زرد شدن برگ‌ها، ضعف بوته، کاهش تعداد غلاف، کوچک ماندن دانه‌‌ها و در نتيجه کاهش محصول از نشانه‌هاي اين بيماري هستند. عامل بيماري قارچ خاکزاد F. oxysporum f. sp. ciceri است. خسارت اين بيماري در بعضي از مزارع اطراف مراغه تا ?? درصد گزارش شده است (ولادي و همکاران، 1391).
علايم اين بيماري هم در مراحل ابتدايي رشد گياه و هم در مراحل مختلف بلوغ قابل رويت است. علائمي از قبيل کوتولگي، کوچک‌ شدن برگها، آويختگي برگ و بالاخره مرگ گياه را موجب مي‌شود.(Stoilova and Chavdarov, 2006)
هشت نژاد ازF. oxysporum تا کنون گزارش شده است که شش نژاد (1A, 2, 3, 4, 5 and 6) باعث علائم پژمردگي و از نظر اقتصادي مهمتر هستند نسبت به نژادهاي0 و 1B/C که باعث علائم زردي مي‌شوند (Lal and Datta, 2013 ؛Karimi et al.,2012 ؛ Jimenez-Gasco and Jimenez-Diaz, 2002).
نژادهاي 2، 3 و4، فقط از هند گزارش شدند.0 ،1B/C ،5 و6 از ناحيه مديترانه و آمريکا‌ (کاليفرنيا) و نژاد1A از هند، کاليفرنيا و حوزه مديترانه گزارش شدند (Jimenez-Gasco and Jimenez-Diaz, 2002).
اهداف
1- مطالعه سبب شناسي عوامل زردي و پژمردگي نخود
2- شناسايي عوامل زردي و پژمردگي نخود در استان لرستان
3- تعيين مقاومت ارقام نخود به عوامل پژمردگي و زردي
4- مقايسه ميانگين ها براي تمامي صفات مورد مطالعه ارقام نخود از نظر مقاومت به بيماري زردي و پژمردگي
5- بررسي ميزان خويشاوندي ارقام نخود از نظرمقاومت به بيماري زردي و پژمردگي
فرضيه ها
1- زردي و پژمردگي نخود عامل قارچي ندارد.
2- ارقام نخود نسبت به عوامل پژمردگي و زردي مقاوم نيستند.
3- عامل زردي و پژمردگي نخود قارچ فوزاريوم نيست.
4- ميانگين صفات مورد مطالعه ارقام نخود از نظر مقاومت به بيماري زردي و پژمردگي اختلاف معني داري ندارند.
5- ارقام نخود از نظر مقاومت به بيماري زردي و پژمردگي خويشاوندي ندارند.
هدف ما از انجام اين تحقيق شناسايي عوامل بيماري زردي و پژمردگي نخود و تعيين ارقام مقاوم نخود نسبت به اين بيماري در شرايط گلخانه در استان لرستان مي‌باشد.
فصل اول
کليات
1-1- کليات
1-1-1- سطح زير‌کشت و توليد نخود در ايران
در سال زراعي 90-89 سطح زير‌کشت و ميزان توليد نخود به ترتيب برابر با 5/419 هزار هکتار و 6/233 هزار‌ تن بوده است. محصول نخود به دو صورت آبي و ديم در ايران کشت مي‌شود که 6/97 درصد از سطح زير‌کشت و 4/93 درصد از توليد اين محصول به صورت ديم است (آمارنامه کشاورزي، 1390) (جدول1-1).
جدول 1-1- سطح زير کشت و ميزان توليد نخود در ايران (سال زراعي 1390-1389)
سطح زير کشت (هکتار)سهم ‌از سطح زيرکشت توليد (تن)سهم از توليد
آبيديممجموعآبيديمآبيديممجموعآبيديم102214092764194974/26/9717/154341/2182523/2336866/64/93
جدول 1-2- وضعيت توليد نخود در استان‌هاي توليد کننده ( 1390- 1389)
استانسطح‌‌زير کشتسهم سطح زير کشتتوليدسهم توليدآذربايجان شرقي404216/92/269765/11آذزبايجان غربي720362/172/298698/12اردبيل408912/27652/1ايلام50122/17/37316/1فارس33428/03/49422/1کردستان720102/174/295126/12زنجان415414/11655/0خراسان رضوي832021/31734/1خراسان شمالي22865/06/9034/0ادامه جدول (1-2)
کرمانشاه752929/173/357093/15لرستان1168929/27809556/34مرکزي39469/08/16807/0همدان78399/19/91569/3ساير استان‌ها38599/03/31453/1
همانطور که در جدول (1-2) مشاهده مي‌شود بيشترين توليد و سطح زير کشت اين محصول به ترتيب با 80955 تن و 116892 هکتار در استان لرستان است که حدود يک چهارم کل سطح زير کشت کشور را در بر دارد و استان‌هاي کرمانشاه، کردستان و آذربايجان غربي در رتبه‌هاي بعدي قرار دارند. کمترين سطح زير کشت در کشور با 2286 هکتار مربوط به استان خراسان شمالي است.
بر اساس آمار(FAO, 2013) سطح زير‌کشت حبوبات جهان در سال 2010، 78311 هزار هکتار بوده که توليد در همين دوره 68829 هزار‌تن برآورد شده است. طبق اين آمار توليد حبوبات در فاصله سالهاي 2010-2000 رشدي معادل 1/3 درصد داشته است. طي سال‌هاي ذکر شده سطح زير کشت حبوبات در ايران 790 هزار هکتار و ميزان توليد 729 هزار تن بوده است. و رشدي معادل 7/2 درصد داشته است. قاره آسيا نسبت به ساير قاره ها از نظر سطح زير کشت بيشترين سطح زير کشت و توليد را به خود اختصاص داده است و ايران از نظر سطح زير کشت بعد ار کشورهاي هند، نيجر، ميانمار، برزيل، نيجريه، کانادا، وغيره در مکان نوزدهم قرار دارد (FAO, 2013).
در مقياس جهاني نخود پس از لوبيا و نخود فرنگي رتبه سوم اهميت را در بين حبوبات دارد و نيز در ايران بيش از 63 درصد سطح زير کشت حبوبات کشور را در برمي‌گيرد. با وجود توزيع گسترده نخود در دنيا 73 درصد توليد آن در جنوب آسيا است. هند با توليد سالانه حدود 8 ميليون تن نخود، مقام نخست توليد اين محصول را در جهان دارد، ايران در سال 2011 با توليد 290 هزار و 243 تن مقام هفتم جهان را در توليد اين محصول به خود اختصاص داده است و با داشتن سطح زير کشت ??? هزار و ??? هکتار مقام چهارم جهان را در سال ???? در زمينه‌ي سطح زير کشت نخود کسب کرده است (آمارنامه کشاورزي، 1390).
جدول 1-3- ميزان توليد نخود در کشورهاي توليد کننده نخود در جهان (FAO, 2011)
نام کشورميزان توليد (تن)2010ميزان توليد (تن) 2011هند74800008220000استراليا602000513338پاکستان561500496000ترکيه530634478477برمه441493473102اتيوپي284640322839ايران267768290243آمريکا7895299881کانادا12830090800مکزيک13189572143جهان1089704011497054
مناطق عمده کشت نخود در دنيا عبارتند از: شبه قاره هند، غرب آسيا، شمال آفريقا، اروپا، اتيوپي و ارتفاعات شرق آفريقا، آمريکا و استراليا مي‌باشد. مناطق توليد نخود در غرب آسيا شامل نواحي مرتفع غرب آسيا (شمال افغانستان، ايران، ترکيه) و نواحي پست غرب آسيا مي‌باشد. (مجنون حسيني، 1372). منشاء نخود در آسياي غربي بوده و سپس به هندوستان و اروپا منتقل شده است. براي اين گياه خاستگاه و مراکز مختلف در دنيا گزارش شده است. 1- هندوستان (شمال غرب هندوستان، پاکستان)2- آسيا (هندوستان، پاکستان، افغانستان، جنوب روسيه)3- خاور نزديک (ايران، قفقاز، عراق)4- مديترانه (ترکيه، يونان، لبنان)5- حبشه (اتيوپي) در سالهاي اخير وارد نواحي گرمسير آفريقا و استراليا شده است اما اهميت چنداني در اين مناطق ندارد. در بين گياهان زراعي، از نظر اهميت سطح زير‌کشت در مقام نوزدهم قرار دارد و در 34 کشور جهان کشت مي‌شود. زراعت آن در ايران از زمانهاي قديم متداول بوده و به استثناي نواحي مرطوب شمال در اکثر نقاط کشور از جمله آذربايجان، فارس، لرستان، خوزستان، کردستان، کرمانشاه، ايلام، همدان و زنجان به عمل مي‌آيد ( کوچکي وبنايان اول، 1386).
1-1-2- ارزش غذايي و کاربرد نخود
دانه نخود داراي مقدار زيادي اسيد ماليک و اکساليک است که براي بهبود اختلالات گوارشي مناسب مي‌باشد دانه نخود داراي ليسيتين، گالاکتان، قندهاي مختلف (ساکارز، دکستروز) است. مواد معدني دانه نخود شامل عناصري نظير بر، ليتيم، مس، فسفر و مقدار قابل توجهي پروتئين مي‌باشد. بذرهاي رسيده آنرا بصورت کامل و يا نصف بشکل لپه و يا بصورت آرد شده مصرف مي‌کنند. غلافهاي نارس و برگهاي تازه آنرا بعنوان سبزي مصرف مي‌کنند. اين گياه در تغذيه مردم ايران مصرف زيادي دارد. مصرف آن مشابه نخود فرنگي است و مدت زمان لازم براي پخت آن طولانيتر از ديگر حبوبات است. در شيريني‌پزي نيز از آن استفاده مي‌شود بذرهاي تيره رنگ آن به مصرف حيوانات، خصوصاً اسب مي‌رسد ساقه و برگ آن نيز در تغذيه دام استفاده مي‌شود (مجنون حسيني، 1372؛ کوچکي و بنايان‌اول، 1386).
مطالعات اخير نشان داده که نخود مي‌تواند کلسترول جريان خون را کاهش دهد (Pittaway et al., 2008).
1-1-3 – مشخصات گياهشناسي و تاريخچه پيدايش نخود
در زبان فارسي به اين گياه، نخود زراعي، نخود سفيد، نخود ايراني و يا نخود اطلاق مي‌شود و در زبان انگليسي آنرا field pea، chickpea gram، garbanzo و يا bengal gram مي‌نامند (کوچکي و بنايان‌اول، 1386). نخود Cicer aritinum L گياهي يکساله است که ارتفاع بوته آن به 20 تا 60 سانتيمتر مي‌رسد. بوته نخود داراي ساقه‌هاي فرعي منشعب بوده و سطح کليه اندام‌هاي آن را کرک‌هاي ظريف پوشانده که مايع چسبناکي از آن تراوش مي‌شود و اسيد ماليک و اگزاليک زيادي دارد. نخود ممکن است از پايه يا وسط ساقه اصلي شاخه بدهد و ارقامي که از پايه شاخه مي‌دهند پر محصول‌ترند. ريشه نخود بسيار قوي است و بخوبي گسترش مي‌يابد. برگهاي نخود مرکب فرد داراي 11-9 جفت يا بيشتر برگچه بيضي شکل نوک دار با حاشيه مضرس است که معمولاً برگچه‌ها دو به دو مقابل يکديگر قرار دارند. گلها منفرد و در انتهاي شاخه‌هاي نازک بر روي دمگل نسبتاً بلندي قرار گرفته‌اند. رنگ گل‌ها سفيد، آبي يا بنفش کمرنگ مي‌باشد. نخود گياهي است با خودگشني تقريباً کامل و ميزان متوسط دگرگشني آن از يک درصد تجاوز نمي‌کند. تعداد کروموزوم‌هاي آن 24 و 16و 14 =n2 مي‌باشد. ميوه نخود به شکل نيام (غلاف) مي‌باشد. در وسط پهن و طرفين باريک بوده و از کرک‌هاي بسيار ريزي پوشيده شده‌اند که محتوي يک يا دو دانه مي‌باشند. هر بوته نخود متوسط بين 5 تا 150 عدد نيام توليد مي نمايد (مجنون حسيني، 1387).
نخود گياهي است مقاوم به خشکي و نياز به اقليمي خشک و سرد دارد اين گياه در هندوستان و اتيوپي در فصل خشک کاشته مي‌شود و در کشورهاي مديترانه‌اي در بهار و تابستان که هوا آفتابي و بارش کم است مي رويد. اساساً داراي دو تيپ زمستانه و تابستانه است. تيپ زمستانه‌ي آن داراي دانه‌هاي ريز بوده و بيشتر در ممالک شرقي آسيا و ايران کاشته مي‌شود اين دسته از گياهان کوچک با گلهاي صورتي و فرم رويش خوابيده هستند. دانه‌هاي آنها به رنگهاي مختلف بوده و داراي رنگيزه‌ي آنتوسيانين مي‌باشند. تيپ تابستانه‌ي آن داراي دانه‌هاي درشت و به رنگ کرم است. اين تيپ نخود را در کشورهاي غرب آسيا، شيلي، مکزيک و همچنين ايران مي‌کارند. اين دسته از گياهان فاقد آنتوسيانين بوده و گلهاي آنها سفيد است. اين نوع نخودها به تيپ مديترانه‌اي هم مشهورند ( کوچکي وبنايان اول، 1386).
نخود به دليل دارا بودن پروتئين بالا و اهميت در تناوب زراعي با غلات، همه ساله در سطح قابل توجهي از مناطق کشور به روش ديم کشت مي‌شود. يکي از بيماريهاي مهم و خسارت‌زاي نخود در ايران و جهان بيماري زردي و پژمردگي فوزاريومي است و در سال ???? از مناطق مختلف کشور (کرج، اهر، قزوين، خوي، ورامين) گزارش شده است. پژمرده و زرد شدن برگ‌ها، ضعف بوته، کاهش تعداد غلاف، کوچک ماندن دانه‌‌ها و در نتيجه کاهش محصول از نشانه‌هاي اين بيماري هستند. خسارت اين بيماري در بعضي از مزارع اطراف مراغه تا ?? درصد گزارش شده است (ولادي و همکاران، 1391).
1-1-4- توزيع و اهميت اقتصادي بيماري زردي و پژمردگي نخود
اين بيماري از چندين کشور از جمله هند، بنگلادش، برمه، اتيوپي، مکزيک، پاکستان، سوريه، تونس، شيلي، ايران، نپال، سودان، ايالات متحده آمريکا، پرو، روسيه، مالاوي، اسپانيا، ترکيه و ايتاليا گزارش شده است. با اين حال، اين بيماري کشت نخود را تا حد زيادي در هند، ايران، پاکستان، نپال، ميانمار، اسپانيا و تونس تهديد مي کند (Chand and Khirbat, 2009). زيان‌هاي اقتصادي پاتوژن در سراسر جهان در محدوده 10-40% گزارش شده است (Bayraktar and Dolar, 2012). قارچ F. oxysporum f. sp. ciceri پاتوژني خاکزاد و بذرزاد است که آوندهاي چوبي را کلونه مي‌کند و با مسدود کردن آنها به طور کامل باعث ايجاد پژمردگي مي‌شود. پژمردگي فوزاريومي يکي از بيماري‌هاي جدي نخود است، و بسته به مايه تلقيح قارچ و شرايط محيطي باعث از دست دادن محصول تا حد 10-100% مي‌شود. اضافه کردن قارچ‌کشها به خاک به طور معمول براي کنترل اين بيماري استفاده مي‌شود، با اين حال، استفاده مکرر منجر به اثرات سوء بر محيط زيست، ايجاد آلودگي آب و خاک و توسعه استرين‌هاي جديد با بيماريزايي بيشتر مي‌شود، از اين رو کنترل، بيولوژيک و گياهي به عنوان يکي از استراتژي‌هاي جايگزين اميدوار کننده براي غلبه بر اين مشکلات است (Kamdi et al., 2012).
بيماري پژمردگي فوزاريومي و يا بوته‌زردي يک عامل عمده محدود‌کننده توليد نخود در سراسر دنيا محسوب مي‌شود. خسارت سالانه اين بيماري از10 تا 15درصد متغير است ولي بيماري مي‌تواند در شرايط خاص كل محصول را از بين ببرد (پوربيگ و همکاران، 1384‌).
1-2- تاريخچه بيماري زردي و پژمردگي نخود در دنيا
بيماري پژمردگي نخود اولين بار در سال 1918 توسط بوتلر از هند گزارش شده است (Butler, 1918). در سال‌1923 اين بيماري از برمه نيز گزارش ‌شد. با وجود اين محققان آن دوره قادر به اثبات بيماريزايي جدايه‌هاي به دست ‌آمده نبودند‌ (Erwin, 1958‌). McKerral در سال 1923 اثبات کرد که اين بيماري فوزاريومي، خاکزاد است (McKerral, 1923). همچنين Narasimhan (1929)، McRae (1932)، Prasad و Padwick(1939) گزارش کردند که عامل پژمردگي گونه‌هاي فوزاريوم هستند (Narasimhan, 1929؛ McRae, 1932؛ Prasad and padwic, 1939). در يک بررسي قارچ Rhizoctonia bataticola توليد علائم پژمردگي روي گياهان کرده و آن را پژمردگي رايزکتونيايي گزارش کردند (Dastur, 1935). پس از آن قارچ F. orthoceras var. ciceri به عنوان عامل پژمردگي نامگذاري شده است (Padwic, 1940). در بررسي‌هاي ديگري Verticillium albo-atrum را به عنوان عامل پژمردگي نخود گزارش کردند (Bhatti et al.,1983 ؛ Erwin, 1958a). در يک آزمايش فوزاريوم‌هاي جدا شده از نخود در هند با فوزاريوم‌هاي جدا شده از نخود در کاليفرنيا مقايسه شد و نتايج نشان داد که هر دو جدايه از نظر مورفولوژي و بيماريزايي به هم شبيه هستند و به همين دليل هر دو را تحت نام F. lateritium f. sp. ciceri معرفي نمودند (Erwin, 1958).
طي مطالعه‌اي ‌جدايه‌هايي‌ از فوزاريوم از نخود در ‌پرو‌ مورد بررسي قرار گرفت و آنها را تحت نام F. oxysporum گزارش کردند، نتايج اين مطالعه نشان داده که فوزاريوم‌هاي‌ جدا شده از نخودهاي با علائم پژمردگي همه F .oxysporum هستند و F. lateritium جداسازي نشده است (Echandi, 1970).
اسنايدر و هانسن (1940) اسم F. orthoceras var ciceri را به F. oxysporum f. sp. ciceri تغيير دادند که در بين محققين به طور گسترده‌اي پذيرفته شده است (Snyder and Hansen, 1940).
در بررسي سبب شناسي عوامل قارچي پوسيدگي ريشه و طوقه نخود در جنوب اسپانيا نتايج نشان دادند که گونه‌هاي فوزاريوم F. oxysporum f. sp. ciceri وF. solani و Macrophomina phaseolina موجب زردي و پوسيدگي طوقه و ريشه نخود مي‌شوند (Trapero and Jimenz, 1985). در سال 1985 قارچهاي، Sclerotium rolfsii، F. oxysporum f. sp. ciceri و Rhizoctonia solani را به عنوان کمپلکس پژمردگي نخود گزارش کرده است (Nene, 1985). در يک مطالعه قارچ Ascochyta rabiei به عنوان عامل برق‌زدگي، F. oxysporum f. sp. ciceri عامل پژمردگي، F. solani پوسيدگي سياه ريشه و Rhizoctonia solaniعامل پوسيدگي نرم ريشه نخود گزارش کردند (Nene and Reddy, 1987).
بيماري پژمردگي فوزاريومي مهمترين بيماري خاكزاد اين گياه در جهان خصوصًا در شبه قاره هند، حوزه مديترانه و كاليفرنيا بشمار مي‌رود .اين بيماري مي‌تواند در هرمرحله از رشد گياه ظاهر شود. پژمردگي زود هنگام خسارت بيشتري را به محصول وارد مي‌سازد. كاهش عملكرد ساليانه نخود در اثر بيماري از 10 تا 15 درصد متغير است ولي بيماري مي‌تواند در شرايط خاص كل محصول را از بين ببرد (Navas-Cortés et al., 2000). در بررسي عوامل بيماري نخود و ديگر عوامل بيماريزا نتايج نشان دادند جنس هاي Fusarium، Alternaria، Ascochyta، و گونه‌هاي Botrytis cinerea،Rhizoctonia solani موجب بيماري و ايجاد علايم در نخود مي‌شوند (Mazur et al., 2004).
در پژوهشي که در هند و پاکستان به منظور شناسايي گونه‌هاي فوزاريوم عامل پژمردگي نخود صورت گرفته دو گونه F. oxysporum f. sp. ciceri و F. acutatum را به عنوان عوامل پژمردگي نخود گزارش کردند (Gopalakrishnan & Strange, 2005). در بررسي صورت گرفته از مناطق شمالي و جنوبي کوئينزلند (استراليا) قارچهاي Ascochyta rabiei، Botrytis cinerea، Pythium spp، Rhizoctonia spp و Fusarium spp به عنوان عوامل بيماريزاي نخود گزارش کردند (Hawthorne et al., 2006).
در يک مطالعه در نيويورک قارچهاي F. oxysporum f. sp. ciceri ،F. solani f. sp. pisi ، Macrophomina phaseolina ،Pythium ultimum ، Rhizoctonia solani ، Verticillium albo-atrum به عنوان عوامل پوسيدگي ريشه، پوسيدگي بذر و پژمردگي نخود گزارش کردند (Kaiser, 2010).
در بررسي که به منظور کنترل عوامل پژمردگي نخود در هند انجام شده قارچهاي F. oxysporum f. sp. ciceri، F. solani، Rhizoctonia solani به عنوان عوامل پژمردگي نخود گزارش کردند (Andrabi et al., 2011). مطالعه عوامل بيماريزاي خاکزاد نخود در نبراسکا نشان داد که مجموعه اي از عوامل بيماريزا مانند F. solani F. oxysporum، Rhizoctonia solani، Phytophtora megasperma موجب بيماري پوسيدگي ريشه و طوقه و زردي نخود مي‌شوند (Harveson, 2011).
در يک بررسي در اسپانيا Fusarium redolens را از نخودهاي با علائم پژمردگي جدا کردند و به عنوان عامل جديد بيماري زردي نخود از لبنان، مراکش، پاکستان، اسپانيا براي اولين بار گزارش کردند نتايج اين بررسي نشان داده که Fusarium redolens باعث ايجاد علائم زردي،ايجاد زخم و قهوه‌اي شدن ريشه اصلي ونکروزه شدن ريشه‌هاي فرعي نخود مي‌شود ولي مثل F. oxysporum f. sp.ciceri در بافت آوندي تغيير رنگ ايجاد نمي‌کند (Jiménez-Fern?ndez et al., 2011).
در پژوهشي که در هند انجام شده قارچهاي Alternaria porii، A. alternata، Aspergillus amstelodami، A. flavus، A. fumigatus، A. nidulans، A. niger، A. sydowi، A. wentii، Botrytis cinerea، Cladosporium macrocarpum، Curvularia lunata، F. equiseti، F. moniliforme، F. oxysporum، F. semitectum، Macrophomina phaseolina، Myrothecium roridum، Penicillium notatum، Rhizoctonia sp، Rhizopus arrhizus به عنوان عوامل بيماريزاي نخود گزارش کردند (Agrawal et al., 2011). در بررسي صورت گرفته در الجزاير قارچ F. oxysporum f. sp.ciceri را عامل زردي و پژمردگي نخود گزارش کردند (Haddad et al., 2014). طي يک بررسي از مناطق زيرکشت نخود در استراليا 4 نژاد (1, 2, 5, 6)از sp. pisi F. oxysporum f.شناخته شده است در اين پژوهش مشخص شده بيشترين پراکنش مربوط به نژاد يک بيمارگر است (Watson et al.,2009).
1-3- تاريخچه بيماري زردي و پژمردگي در ايران
بيماري پژمردگي و بوته‌زردي نخود در ايران اولين بار در سال 1342 از خوي، شاپور، اهر، مياندوآب، کرج، گنبد، شيراز، قزوين، اصفهان و کاشان گزارش شده است (بهداد، 1359‌). در ايران در سال 1345 عامل اصلي اين بيماري Fusarium oxysporum گزارش شده است و ميزان خسارت آن تا 22 درصد در چند نقطه کشور برآورد کردند (منوچهري ومصري، 1345‌). خسارتها به اشكال مختلفي توسط اين عامل بيماري‌زا در نخود ايجاد مي‌شود. از جمله مي‌توان به زرد شدن و ريختن برگهاي گياه آلوده، ضعيف شدن بوته و تاثير گذاشتن در فتوسنتز كه باعث كوچك ماندن و تقليل تعداد دانه مي‌شود اشاره نمود موارد مذكور در نهايت موجب كاهش محصول مي گردند (بهداد، 1359‌). بني‌هاشمي در سال 1365 موفق به‌ جداسازي ‌چندين‌ جدايه F. oxysporum f. sp.ciceri‌ از بافت آوندي ساقه نمونه‌هاي جمع‌آوري شده نخود که علائم پژمردگي داشتند از حومه فسا گرديد ولي بيماريزايي آنها به اثبات نرسيد. نظري و ارشاد، در سال 1372 طي مطالعه‌اي در مزارع ديم نخود استان لرستان جدايه‌هايي از ريشه و طوقه گياهان پژمرده نخود بدست آوردند و پس از اثبات بيماريزايي، عامل آن F. oxysporum معرفي کردند (نظري و ارشاد، 1372). در بررسي که به منظور شناسايي عوامل قارچي بيماري زردي نخود در چند استان کشور از جمله استان کرمانشاه انجام شده نشان داده شده که عوامل اصلي ايجاد اين بيماري قارچهاي F. solani و F. oxysporum مي‌باشند (افشاري‌آزاد، 1377). محمدي و بني‌هاشمي طي يک بررسي در استان فارس جدايه‌هايي از نخودهاي با علائم زردي و پژمردگي بدست آوردند که پس از اثبات بيماريزايي عامل آن را F. oxysporum f. sp. ciceri معرفي کردند و در حال حاضر ‌به عنوان عامل زردي و پژمردگي در نخود از نقاط مختلف ‌جهان مثل هند، اتيوپي، مصر، ترکيه، اسپانيا، سوريه، پاکستان، پرو، استراليا، آمريکا، تونس و ساير کشورها گزارش شده است (محمدي و بني‌هاشمي، 1384). طي يک مطالعه در مزارع نخود استان کردستان قارچهاي F. oxysporum، F. solani، Rhizoctonia solani، Pythium ultimum و Tiarosporella phaseolina را به عنوان عوامل پوسيدگي ريشه و طوقه و پژمردگي نخود گزارش کردند (اميني، 1385). در بررسي که شهرياري و همکاران (1385) از مزارع ديم نخود استان‌هاي کرمانشاه، لرستان، گلستان، آذربايجان شرقي و خراسان انجام دادند از بوته هاي آلوده با علائم پژمردگي و زردي همراه با تغيير رنگ آوندي اثبات بيماريزايي شده و عامل بيماري پژمردگي و زردي نخود را F. oxysporum معرفي کردند و ميانگين آلودگي در اين استان ها را 58% گزارش کردند. صباغ پور (1385) ميزان آلودگي مزارع نخود به بيماري پژمردگي فوزاريومي در نقاط مختلف کشور بين 2 تا 75 درصد گزارش کرده است. در‌يك بررسي خسارت ناشي از عملكرد بوته‌هاي آلوده نسبت به بوته‌هاي سالم حدود 4/71 درصد بوده است (مهديه، 1384ب).
1-4- کنترل بيماري زردي و پژمردگي نخود
با توجه به خاکزاد بودن عامل بيماري، کنترل شيميايي و يا ديگر روشهاي کنترلي آن در سطوح وسيع غير ممکن بوده و در اراضي کوچک نيز هزينه‌هاي سنگيني را در بر دارد. بهترين روش کنترل اين بيماري که در حال حاضر در دنيا اعمال مي‌شود، کاشت ارقام مقاوم مي‌باشد که هم هزينه‌هاي آن پايين است و هم در سطوح وسيع به راحتي اعمال مي‌شود (اشرفي و همکاران، 1392).
از طرف ديگر اکثر محققين اقتصادي‌ترين روش مبارزه با پژمردگي فوزاريومي نخود ايراني را استفاده از ارقام زراعي مقاوم مي‌دانند وليكن وجود نژادهاي متعدد بيمارگر موجب كاهش كارايي آن شده است. از روشهاي ديگر به تعويق انداختن تاريخ كاشت، آيش و تناوب، استفاده از آفتاب‌دهي و كاربرد قارچكشها مي‌باشد كه از نظر زيست محيطي و اقتصادي قابل توجيه نمي‌باشد و بعلاوه خطر مقاوم شدن قارچ به سموم مورد توصيه وجود دارد. در طي سالهاي اخير محققين در پي يافتن روشي سالم، ارزان و با خطرات كمتري براي محيط زيست بوده‌اند. در اين ميان کنترل بيولوژيک جايگزين مناسبي براي کنترل شيميايي مي‌باشد استفاده از باكتريهاي آنتاگونيست در مبارزه تلفيقي به همراه ارقام مقاوم و روش‌هاي به‌زراعي بسيار مورد توجه قرار گرفته است (جمالي و همکاران، 1384; ; Nene & Haware, 1980 Jimenez-Diaz, 2002 Jimenez-Gasco & ; Bakhsh, et al., 2007 ; Hajieghrari et al., 2008؛ Mahmood et al., 2011). در بررسي ديگري استفاده ارقام مقاوم و تنظيم تاريخ کاشت را يکي از اقدامات مهم براي مديريت پژمردگي فوزاريومي نخود گزارش کردند (Landa et al., 2006).
در يک بررسي مشخص شده گونه‌هاي Trichoderma viride T. harzianum, T. virens, به خوبي بيماري پژمردگي فوزاريومي نخود با عامل F. oxysporum f.sp. ciceri را کنترل مي‌کنند (Dubey et al., 2006).
1-5- پژوهش هاي انجام شده جهت ارزيابي ارقام مقاوم به بيماري زردي و پژمردگي
در يک تحقيق ميزان مقاومت 11 لاين و رقم نخود تيپ كابلي نسبت به بيماري پژمردگي فوزاريومي در شرايط مزرعه‌اي در كرت آلوده (Sick plot ) مورد ارزيابي قرار گرفته نتايج نشان دادند که از 11 لاين و رقم بررسي شده 2 لاين و رقم Sel 95 TH 1716، Flip 84 – 42 C نسبت به بيماري پژمردگي فوزاريومي نخود مقاوم ارزيابي شدند تعداد يك لاين و رقم Flip 89 – 50C نيمه مقاوم، يك لاين و رقم Flip 84 – 48C متحمل و تعداد 7 لاين و رقم به همراه شاهد (کاکا) جزء ارقام ولاينهاي حساس بودند (مهديه، 1384 ب). در يک تحقيق در استان ايلام مقاومت 41 رقم نخود در شرايط مزرعه كاملا? آلوده ارزيابي کردند نتايج نشان دادند که ارقام،FLIP00-17C، FLIP00-67C، FLIP00-66C، FLIP02-04C، FLIP00-73C، FLIP02-07C، FLIP02-09C، FLIP02-37C FLIP02-27C، FLIP02-39C، FLIP02-40C، FLIP02-42C، FLIP02-44C، FLIP02-45C، UC15 FLIP02-47C، نسبت به بيماري مقاوم و ارقام، FLIP01- FLIP00-24C FLIP00-20C، FLIP01-36C FLIP01-32C FLIP01-30C 2C، FLIP01-37C، FLIP01-39C، FLIP01-40CFLIP01-49C، FLIP01-50C، FLIP01- 56C، FLIP02-21C،FLIP02-18C ،FLIP02-06C ،FLIP02- 03C ، FLIP01-63C،FLIP01-64C ،FLIP01-60C FLIP01-58C نسبت به بيماري حساس بودند (نوراللهي، 1391). در بررسي ديگري مقاومت 40 رقم نسبت به بيماري پژمردگي نخود در شرايط مزرعه در دو مرحله گياهچه و گلدهي ارزيابي کردند نتايج نشان دادند 4 رقم مانندFLIP08-20C بسيار مقاوم و 14 رقم مانند FLIP08-10C مقاوم و 17 رقم مانندFLIP07-48C نيمه مقاوم و 5 رقم مانند FLIP08-55C حساس بودند (اشرفي و همکاران، 1392).
در يک بررسي مقاومت 41 رقم نخود نسبت به بيماري زردي و پژمردگي فوزاريومي در شرايط مزرعه ارزيابي کردند نتيجه اين مطالعه نشان داده که ارقام هاشم و FLIP90-131C،FLIP97-261C مقاومت خوبي نسبت به اين بيماري داشتند (شکري و اقدسي، 1392).
در يک بررسي در هند 239 رقم که طيف وسيعي از تنوع ژرم پلاسم بين ايران و هند بودند در شرايط مزرعه به مدت چند سال مورد ارزيابي قرار گرفتند نتايج نشان دادند که بيشترين مقاومت توسط ارقام هندي مانندP- 597، P- 621، P- 3649، P- 4128 و P- 4245 مشاهده شد (Govil & Rana, 1984).
در يک بررسي مقاومت 31 لاين نخود نسبت به بيماري زردي و پژمردگي نخود در گلخانه ارزيابي کردند نتايج اين تحقيق نشان داده که 3 لاين، 99109، 99112 و 99115 بسيار مقاوم، 2 لاين، 1040/99 و 99104 نيمه مقاوم و 26 لاين ديگر بسيار حساس بودند (Sibtain, et al., 2001).
در پژوهشي که در هند صورت گرفته مقاومت 32 رقم نسبت به بيماري زردي و پژمردگي ارزيابي کردند که ارقام،Phule G- 00108 ،Phule G- 00109 ،Phule G- 94259 ،Phule G- 96006 ،PDG-84-16 ، G97030 مقاوم و ارقام Phule G- 00110،Phule G-94091 ،H-82-2 ،IPCK-256 ، IPC-2001-02،HOO-216 ، HR-00-299 نيمه مقاوم گزارش کردند (Haseed et al., 2006).
در پژوهشي در پاکستان 145 ژنوتيپ نخود نسبت به بيماري زردي و پژمردگي مورد ارزيابي قرار گرفتند که 14 ژنوتيپ، 90395،C-235 ،C-44 CM2000،ILC 182 ،FLIP97-129C ،FLIP97-172C ،FLIP98-107C ،FLIP98-227C ،FLIP98-230C FLIP98-231C،FLIP98-38C ،FLIP98-54C ،ILC7374 ، KC-89 مقاوم، 65 ژنوتيپ، متحمل و 66 ژنوتيپ در مرحله گياهچه حساس گزارش شدند. در مرحله توليدمثل هيچ ژنوتيپ مقاومي مشاهده نشده است (Iqbal et al., 2010).
در تحقيقي که در پاکستان صورت گرفته ارقام CM-98 ،Aug-786 ،Bittal-98 ،Balksar-2000 Wanhar-2000 و Punjab-2000مقاوم گزارش کردند (Mahmood et al., 2011).
نتايج يک پژوهش در الجزاير نشان داد که از بين 13 لاين نخود مورد ارزيابي 6 لاين، (P503, F97-555, 93-93, 15-24 COL, ILC1929 , PPC25) حساس به پاتوتيپ پژمردگي، دو لاين، ILC482 و INRA199 نيمه حساس و تنها لاين، 4107 مقاوم به بيماري زردي و پژمردگي بود (Haddad et al., 2014).
فصل دوم
مواد و روش‌ها
(Material and Methods)
2-1- جمع آوري نمونه
در اين بررسي طي سال زراعي 93-1392 از شهرستان‌هاي مختلف استان، بروجرد، خرم‌آباد، پلدختر، نورآباد، الشتر، زاغه، دورود، کوهدشت و اليگودرز بازديد بعمل آمد. بدين منظور از هر شهرستان، سه يا چهار مزرعه به طور تصادفي انتخاب شد و نمونه‌هاي آلوده و مشکوک به پژمردگي و زردي جمع‌آوري و با ذکر مشخصات داخل کيسه فريزر قرار داده شد و به آزمايشگاه منتقل شد.
2-2- محيط کشت ها
2-2-1- محيط کشت سيب زميني- دکستروز-آگار (PDA)
از اين محيط کشت به دو صورت استفاده شد.
1- محيط کشت آماده تجاري که طبق دستورالعمل شرکت سازنده آماده و استفاده شد.
2- محيط کشت دست ساز که به صورت زير آماده و استفاده گرديد. رشد فوزاريوم و ايجاد رنگيزه براي بررسي هاي مورفولوژيکي روي اين محيط بهتر از محيط آماده است.
سيب زميني پوست کنده يا پوست کنده نشده250-200 گرم
دکستروز15 گرم
آگار-آگار20 گرم
براي تهيه آن عصاره 250-200 گرم سيب زميني پوست کنده يا پوست نکنده را گرفته و 15 گرم دکستروز، 20 گرم آگار در دماي 121 درجه سانتي‌گراد به مدت 30 دقيقه سترون گرديد. از اين محيط کشت عمدتاً براي جداسازي، تعيين نرخ رشد، نحوه رشد و تعيين رنگ پرگنه استفاده شد.
2-2-2- محيط کشت آب- آگار (WA)
براي تهيه اين محيط کشت 20 گرم



قیمت: تومان


پاسخ دهید