به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با ياري از خداوند سبحان و اعتقاد به اينکه عالم محضر خداوند است و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاسداشت مقام بلند دانش پژوهش و نظر به اهميت جايگاه و دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري ما دانشجويان و اعضاي هيات علمي واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي متعهد ميگرديم.
اصول زير را در انجام فعاليت هاي پژوهشي مد نظر قرار داده و از آن تخطي نکنيم:
1. اصل برائت: التزام به برائت جويي از هر گونه رفتار غيرحرفهاي و اعلام موضوع نسبت به کساني که حوزه علم و پژوهش را به شائبهاي غيرعلمي ميپالايند.
2. اصل رعايت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هر گونه جانبداري غيرعلمي و حفاظت از اموال تجهيزات و منابع در اختيار.
3. اصل ترويج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتايج تحقيقات و انتقال آنبه همکاران علمي و دانشجويان به غير از مواردي که منع قانوني دارد.
4. اصل احترام: تعهد به رعايت حريمها وحرمتها در انجام تحقيقات و رعايت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمتشکني.
5. اصل رعايت حقوق: التزام به رعايت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهيدگان (انسان حيوان و نبات) و ساير صاحبان حق.
6. اصل رازداري: تعهد به صيانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد سازمانها وکشورها و کليه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقيق.
7. اصل حقيقتجويي: تلاش در راستاي پيجويي حقيقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهانسازي حقيقت.
8. اصل مالکيت مادي و معنوي: تعهد به رعايت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کليه همکاران پژوهش.
9. اصل منافع ملي: تعهد به رعايت مصالح ملي و در نظر داشتن پيشبرد و توسعه کشور در کليه مراحل پژوهش.

امضاء پژوهشگر:

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکزي
دانشکده اقتصاد و حسابداري
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد (M.A )
رشته:اقتصاد
گرايش : اقتصاد انرژي
عنوان :
جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران،
رهيافتي مبتني بر تحليل‌هاي داده-ستانده
استاد راهنما :
دكتر مهدي صادقي
استاد مشاور :
دكتر داود منظور
پژوهشگر :
آذر بهنامي خامنه
زمستان 1385
تقديم به :
پدر و مادرم
كه با ايثار و فداكاري
فرصت تحصيل علم و معرفت
را برايم مهيا ساختند
تشکر
اکنون که باياري خداوندگارقلم اين تحقيق را به پايان برده ام وظيفه حقيرميدانم از تمام کساني که در انجام اين تحقيق مرا ياري نموده اند تقديرو تشکر نمايم.
استاد محترم جناب آقاي دکتر مهدي صادقي که در طول تحصيل ودر انجام اين تحقيق با راهنمائيهاي ارزنده و صبورانه خود اينجانب را مورد عنايت خويش قرار دادند
استاد محترم جناب آقاي دكتر داود منظورکه با شکيبايي تمام ، مشاورههاي گرانبهايي رادر راستاي انجام اين تحقيق، به اينجانب ارائه نمودند .
تعهدنامه اصالت پاياننامه کارشناسيارشد
اينجانب آذر بهنامي خامنه دانش آموخته مقطع کارشناسيارشد ناپيوسته به شماره دانشجويي 80005187000 در رشته اقتصاد انرژي که در تاريخ 11/15/1385 از پايان نامه خود تحت عنوان: جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران، رهيافتي مبتني بر تحليل‌هاي داده-ستانده با کسب نمره 25/19 و درجه عالي دفاع نمودهام، بدينوسيله متعهد ميشوم:
1. اين پاياننامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران (اعم از پاياننامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نمودهام، مطابق ضوابط و رويههاي موجود، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کردهام.
2. اين پاياننامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي (هم سطح، پايينتر يا بالاتر) در ساير دانشگاهها و موسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3. چنانچه بعد از فراغت از تحصيل، قصد استفاده و هر گونه بهرهبرداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و …. از اين پاياننامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4. چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را بپذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيليام هيچگونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نامخانوادگي : آذر بهنامي
تاريخ و امضاء
بسمه تعالي
در تاريخ : 15/11/1385
دانشجوي کارشناسي ارشد خانم آذر بهنامي خامنه از پايان نامه خود دفاع نموده و با نمره 25/19 به حروف نوزده و بيست و پنج صدم و با درجه عالي مورد تصويب قرار گرفت .
استاد راهنما :
دكتر مهدي صادقي
بسمه تعالي
دانشكده اقتصاد و حسابداري
نام واحد دانشگاهي: تهران مركزي کد واحد: 101كد شناسايي پايان‌نامه: 10120917812004 عنوان پايان‌نامه: جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران، رهيافتي مبتني بر تحليل‌هاي داده-ستاندهنام و نام خانوادگي دانشجو: آذر بهنامي خامنه
شماره دانشجوئي: 80005187000
رشته تحصيلي: اقتصاد انرژيتاريخ شروع پايان‌نامه: بهار 1384
تاريخ اتمام پايان‌نامه: زمستان 1385استاد راهنما: آقاي دكتر مهدي صادقي
استاد مشاور: آقاي دكتر داود منظورچکيده پايان نامه (شامل خلاصه، اهداف، روش هاي اجرا و نتايج به دست آمده):
انرژي در اقتصاد ايران تامين‌کننده نيازهاي مصرفي بخش خانوارها به عنوان کالاي مصرفي و تامين‌کننده انرژي به عنوان نهاده توليد براي زيربخش‌هاي مختلف اقتصادي است. نکته اساسي اين است که بخش انرژي در عين حال که بر زيربخش‌هاي مختلف اقتصادي تاثيرگذار است از ساير زيربخش‌ها نيز تاثير مي‌پذيرد. به منظور شناسايي و تعيين بخش‌هاي کليدي يک اقتصاد، تکنيک داده-ستانده ابزار مناسبي به شمار مي‌آيد زيرا در اين روش بخش‌هاي اقتصادي بر اساس پيوستگي‌هاي پيشين و پسين مورد بررسي قرار گرفته و بر مبناي قوي‌ترين پيوندها، بخش‌هاي کليدي معرفي مي‌شوند. هدف اين تحقيق تعيين بخش‌هاي کليدي اقتصاد ايران با استفاده از جدول داده-ستانده سال 1378 که توسط بانک مرکزي تهيه شده است، مي‌باشد. در اين پژوهش جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران با محاسبه ضرايب پيوندي پيشين و پسين بر اساس روش‌هاي راسموسن و سلا و قدرت انتشار و حساسيت بررسي شده و سپس بر اساس ضرايب محاسبه شده ميزان تاثيرپذيري و تاثيرگذاري بخش انرژي بر و از ساير بخش‌هاي اقتصادي تحليل گرديده است.
نتايج حاصل از اين بررسي نشان داد که پيوند مناسبي بين بخش انرژي با اقتصاد ايران وجود دارد اما اين بخش با ساير بخش‌هاي اقتصادي در زمينه ارتباطات پيشين و پسين از جايگاه مناسبي برخوردار نيست. در خصوص شاخص‌هاي انتشار و حساسيت كه در شناسايي ميزان توانمندي بخش اقتصادي در ايجاد تحرك اقتصادي و پاسخگويي به تقاضاي نهايي كل اقتصاد استفاده مي‌شود، بخش انرژي در مجموع از قابليت ايجاد تحرك و توسعه اقتصادي در اقتصاد ملي برخوردار نيست و تاثيرگذاري و تاثيرپذيري بخش انرژي در اقتصاد ايران نيز عملاً ناچيز بوده است.
مناسب است
نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش‌نامه دانشگاه تاريخ و امضاء:
مناسب نيست
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کليات طرح1
1-1 مقدمه2
1-2 بيان مسئله6
1-3 ضرورت و اهميت تحقيق6
1-4 هدف تحقيق6
1-5 سوال‌ تحقيق6
1-6 فرضيه‌هاي تحقيق6
1-7 روششناسي تحقيق7
فصل دوم: انرژي و اهميت آن9
2-1 انواع منابع انرژي10
2-2 منابع اوليه انرژي و حامل‌هاي انرژي11
2-3 انرژي در نظريات اقتصادي12
2-4 تقاضاي انرژي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي13
2-5 انرژي و ساير شاخص‌هاي اقتصادي14
2-6 مصرف سرانه و شدت انرژي15
2-7 مصرف سرانه انرژي و رشد اقتصادي15
2-8 شاخص بهره‌وري انرژي16
2-9 اثرات تورمي افزايش قيمت انرژي17
2-10 پيشينه تحقيق18
2-10-1 تحقيقات داخلي18
2-10-2 تحقيقات خارجي19
فصل سوم: مروري بر ادبيات21
3-1 جدول داده- ستانده22
3-2 سابقه تاريخي جدول داده- ستانده23
3-2-1 در جهان23
3-2-2 در ايران24
3-3 فروض و ساختار جدول داده- ستانده25
3-3-1 فروض جدول داده- ستانده26
3-3-2 ساختار جدول داده- ستانده26
3-4 ضرايب فني داده- ستانده و معكوس ماتريس لئونتيف28
3-4-1 ضرايب فني داده- ستانده28
3-4-2 معرفي معكوس ماتريس لئونتيف30
3-5 معرفي پيوندهاي پسين و پيشين32
3-5-1 پيوندهاي پسين و پيشين جزئي (مستقيم)32
3-5-1-1 پيوند پسين جزئي32
3-5-1-2 پيوند پيشين جزئي33
3-5-2 پيوندهاي پسين و پيشين كلي راسموسن33
3-5-2-1 پيوند پسين كلي33
3-5-2-2 پيوند پيشين كلي33
3-6-روشهاي محاسبه34
3-6-1 تجزيه ماتريس لئونتيف34
3-6-2 روش استراسرت34
3-6-3 روش سلا34
3-7 معرفي شاخص‌هاي ارزيابي بخش انرژي36
3-7-1 شاخص‌هاي قدرت انتشار و حساسيت36
3-7-1-1 شاخص قدرت انتشار36
3-7-1-2 شاخص حساسيت37
3-7-2 شاخص اشتغال37
فصل چهارم: بررسي جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران در چارچوب38
4-1 معرفي جدول داده- ستانده سال 137839
4-1-1 اجزاء تقاضاي نهايي40
4-1-2 اجزاء عرضه كل40
4-2 جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران42
4-3 روش کار45
4-3-1 پيوند پسين45
4-3-2 پيوند پيشين48
4-4 بررسي پيوندهاي پسين و پيشين كلي بخش انرژي در اقتصاد ايران52
4-5 بررسي شاخص انتشار و حساسيت بخش انرژي در اقتصاد ايران56
4-6 بررسي تاثيرگذاري و تاثيرپذيري بخش انرژي60
فصل پنجم: نتيجه‌گيري و پيشنهادها63
5-1 نتايج تحقيق64
5-2 پيشنهادها 74
فهرست منابع66
ضميمه70
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول (3-1): ساختار داده- ستانده28
جدول (3-2): نمايش رياضي نواحي سه‌گانه29
جدول (3-3): ضرايب فني نواحي سه‌گانه30
جدول (4-1): تركيب هزينه توليد بخش‌هاي اقتصادي ايران در سال 137842
جدول (4-2): تركيب مصرفي محصول بخش‌هاي اقتصادي ايران در سال 137843
جدول (4-3): تركيب تقاضاي نهايي در اقتصاد ايران43
جدول (4-4): نتايج كمي پيوند پسين بر اساس روش‌هاي راسموسن، استراسرت و سلا46
جدول (4-5): نتايج كمي پيوند پسين روش‌هاي راسموسن و سلا47
جدول (4-6): نتايج كمي پيوند پيشين بر اساس روش‌هاي راسموسن، استراسرت و سلا49
جدول (4-7): نتايج كمي پيوند پيشين روش‌هاي راسموسن و سلا50
جدول (4-8) : اندازه كمي پيوند پسين و پيشين كلي در اقتصاد ايران52
جدول (4-9): شاخصهاي پيوندي پسين و پيشين کلي در ميان بخشهاي اقتصادي ايران54
جدول (4-10): تقاضاي واسطه و نهايي اجزا بخش انرژي……………………………………65
جدول (4-11): اندازه كمي شاخص‌هاي انتشار و حساسيت56
جدول (4-12): شاخص‌ انتشار و حساسيت در چهل بخش اقتصادي ايران58
جدول (4-13):‌ تغيير تقاضاي نهايي بخش انرژي و ميزان پاسخگويي اجزا بخش انرژي و تاثيرگذاري بر ساير بخش‌هاي اقتصادي70
جدول (4-14): تغيير تقاضاي نهايي ساير بخش اقتصادي و ميزان پاسخگويي اجزا ساير بخش‌هاي اقتصادي و تاثيرگذاري بر بخش انرژي……………………………………………….71
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار (4-1): پيوند پسين بخش‌هاي اقتصادي ايران53
نمودار (4-2): پيوند پيشين بخش‌هاي اقتصادي ايران53
نمودار (4-3):‌ شاخص انتشار بخش‌هاي اقتصادي در ايران56
نمودار (4-4): شاخص حساسيت بخش‌هاي اقتصادي در ايران57
فهرست اشکال
عنوان صفحه
شكل (2-1): معرفي منابع انرژي.13
فصل اول
کليات طرح
1-1 مقدمه
انرژي يكي از اساسي‌ترين بخش‌هاي جهان ماست. ما از انرژي براي انجام كارها استفاده مي‌كنيم. انرژي به حركت درآورنده وسايل نقليه اعم از خودرو، قطار، هواپيما و همچنين موشك‌هاست. انرژي خانه‌هاي ما را گرم مي‌كند، غذاي ما را مي‌پزد، موزيك مي‌نوازد و تصاوير تلويزيون را به ما نشان مي‌دهد. زماني كه غذا مي‌خوريم، بدن ما غذا را به انرژي جهت انجام كار تبديل مي‌كند. هنگامي كه مي‌دويم يا راه مي‌رويم، انرژي غذا را در بدن خود مي‌سوزانيم. همچنين هنگامي كه فكر مي‌كنيم يا چيزي مي‌خوانيم يا مي‌نويسيم، كاري انجام مي‌دهيم. خودروها، هواپيماها، قطارهاي برقي، كشتي‌ها و ماشين‌آلات نيز انرژي را به كار تبديل مي‌كنند. بنابراين انرژي را مي‌توان به “توانايي انجام كار” توصيف كرد. (سازمان بهينهسازي مصرف سوخت 1382)
با بررسي تاريخ تمدن و پيشرفت بشر ملاحظه مي‌گردد، تمدن بشر در پرتو توانايي انسان در به كار گرفتن انرژي بوده است، قبل از انقلاب صنعتي، انرژي محدود به قدرت بازوي انسان و حيوانات بوده و در نتيجه قدرت جوامع بشري به تعداد جمعيت و افراد هر كشور وابسته بوده است. بعد از انقلاب صنعتي، مصنوعات اختراع شده، سطح استفاده از انرژي را بسيار گسترده نموده بطوريكه انقلاب صنعتي را دروازه ورود تمدن بشري به عصر تازه‌اي مي‌دانند. (كريمي 1378)
بعد از انقلاب صنعتي، مصنوعات اختراع شده نظير اختراع ماشين بخار و استفاده از آن در به حركت درآوردن قطارها و چرخ كارخانجات تاثير بسزايي در رشد و توسعه اقتصادي كشورهاي توسعه‌يافته كنوني داشته است. در ابتدا استفاده از ذغال‌سنگ و انرژي موجود در آن موجب به حركت در آمدن توربين‌ها و موتورهاي بخار گرديد اما اندك اندك جايگزين‌شدن ساير سوخت‌هاي فسيلي مثل نفت و گاز به عنوان انرژي برتر جاي خود را در اقتصاد و صنعت پيدا نمود و هنوز هم به عنوان مهمترين و استراتژي‌ترين منابع انرژي مورد توجه قرار دارند. (نوشين 1371)
ارزان بودن و قابليت استفاده آسان و وسيع سوخت‌هاي فسيلي به شكل عمده نفت و گاز، هنوز جايگاه ويژه‌اي به اين منبع در دنياي كنوني داده است. ورود انرژي در مباحث اقتصادي تا قبل از دهه 1970 ميلادي به شكل جدي مطرح نشده بود اما بعد از افزايش قيمت نفت خام و ظهور بحران در اقتصاد جهاني مسئله انرژي و كميابي آن مطرح و به شدت مورد توجه اقتصاددانان خصوصاً كشورهاي صنعتي واقع شد و انرژي نيز بويژه در مطالعات اقتصادي به عنوان يك منبع كمياب مورد مطالعه علم اقتصاد قرار گرفت. (احمديان 1373)
قبل از انقلاب صنعتي، كشاورزي بخش مسلط در اقتصاد بوده و حدود هشتاد درصد توليدات به اين بخش اختصاص يافته بود و در حقيقت زمين به عنوان عامل سرمايه و نيروي كار نقش اساسي را در تابع توليد ايفا مي‌كردند اما بعد از انقلاب صنعتي و ورود مواد اوليه در فرايند توليد، اين مواد نيز در توابع توليد جايگاه خويش را در منابع مختلف نظير فولاد و نساجي پيدا نمود. ارزان بودن انرژي منجر به عدم توجه به اين عامل مهم در تابع توليد گشته بود اما بعد از بحران سال 1970 و درك انرژي به عنوان منبع كمياب و تداوم مطالعات در اين زمينه، اقتصاد انرژي شكل گرفت. (تيرل وال 1378)
اقتصاد انرژي عمدتاً در منابع پايان ‌پذير مطرح بوده و مطالعات كنوني در زمينه استفاده بهينه انرژي، صرفه‌جويي انرژي، تقاضاي انرژي، توليد و نظاير آن شامل مي‌شود. اما انرژي از دو جنبه خاص اهميت دارد. اولاً تامين كننده انرژي مصرفي خانوارهاست در اين خصوص نيازمندي‌هاي انرژي مصرفي خانوارها و چگونگي تنظيم مصارف انرژي خانوارها در تامين نيازهايشان مطرح است. ثانياً در تحليل انرژي به بررسي و تعيين ميزان انرژي لازم براي توليد مواد اوليه، محصولات كارخانه و عرضه خدمات نيز مورد تحليل و بررسي قرار مي‌گيرد. (شكيبايي، 1378)
از طرفي در يك ساختار اقتصادي اساساً پيوندهاي اقتصادي در دو وجه تامين نهاده (پيوند پسين1) و توليد محصول (پيوند پيشين2) مشاهده مي‌شود. بر اين اساس نقش انرژي در تعيين سطح استفاده از انرژي در توليد كالاها، وابستگي ميان بخش‌هاي اقتصادي و سهم آنها در انرژي تجسم يافته در كالاها و خدمات در قالب تجزيه وتحليل داده ـ ستانده (I-O) نيز از جايگاه خاصي برخوردار است. بنابراين در اين پايان‌نامه به بررسي جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران با استفاده از تحليل‌هاي پيوندي پرداخته خواهد شد.
اين تحقيق پنج فصل را در برمي‌گيرد، كه هر فصل نيز خود داراي چند بخش است، اين وصول به ترتيب در ذيل آورده شده است.
فصل اول، كليات تحقيق را دربرميگيرد و بخش‌هاي آن عبارت است از:
1-1. مقدمه
1-2. بيان مسئله
1-3. ضرورت و اهميت تحقيق
1-4. هدف تحقيق
1-5. سوالات تحقيق
1-6. فرضيه‌هاي تحقيق
1-7. روش‌شناسي تحقيق
فصل دوم، انرژي و اهميت آن را بيان ميكند، كه داراي نه بخش است:
2-1. انواع منابع انرژي
2-2. منابع اوليه انرژي و حامل‌هاي انرژي
2-3. انرژي در نظريات اقتصادي
2-4. تقاضاي انرژي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي
2-5. انرژي و ساير شاخص‌هاي اقتصادي
2-6. مصرف سرانه و شدت انرژي
2-7. مصرف سرانه انرژي و رشد اقتصادي
2-8. شاخص بهره‌وري انرژي
2-9. اثرات تورمي افزايش قيمت انرژي
2-10. پيشينه تحقيق
فصل سوم، مروري بر ادبيات تحليل داده- ستانده است، و بخش‌هاي اين فصل عبارتند از:
3-1. جدول داده- ستانده
3-2. سابقه تاريخي جدول داده- ستانده
3-3. فروض و ساختار جدول داده- ستانده
3-4. ضرايب فني داده- ستانده و معكوس ماتريس لئونتيف
3-5. معرفي پيوندهاي پسين و پيشين
3-6. تجزيه ماتريس لئونتيف
3-7. معرفي شاخص‌هاي ارزيابي بخش انرژي
فصل چهارم تحقيق به بررسي جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران در چارچوب جدول داده- ستانده سال 1378 محقق ميپردازد.
4-1. معرفي جدول داده- ستانده سال 1378
4-2. جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران
4-3. روش کار
4-4. بررسي پيوندهاي پسين و پيشين كلي بخش انرژي در اقتصاد ايران
4-5. بررسي شاخص انتشار و حساسيت بخش انرژي در اقتصاد ايران
4-6. بررسي تاثيرگذاري و تاثيرپذيري بخش انرژي
فصل پنجم، نتيجهگيري و پيشنهادها را دربرميگيرد.
1-2 بيان مسئله
بخش انرژي در اقتصاد دو نقش اساسي را مي‌تواند ايفا كند. از يك طرف تامين‌كننده نيازهاي انرژي مصرفي بخش خانوارهاست كه خانوارها از اين انرژي به عنوان كالاي مصرفي استفاده كرده، با مصرف انرژي رفاه اقتصادي لازم را كسب مي‌نمايند و از طرفي ديگر تامين‌كننده انرژي به عنوان نهاده توليد براي زيربخش‌هاي مختلف اقتصادي همچون كشاورزي، صنعت و خدمات است. اما نكته اساسي اين است كه بخش انرژي در عين حال كه در زيربخش‌هاي مختلف اقتصادي تاثيرگذار است و نهاده‌هاي انرژي زيربخش‌ها را تامين مي‌كند، از ساير زيربخش‌هاي اقتصادي نيز تاثير مي‌پذيرد. سوال اساسي آن است ميزان تاثيرگذاري و تاثيرپذيري براي بخش انرژي در اقتصاد ايران چگونه است؟ پس دو مسئله اساسي مطرح است:
1. بخش انرژي چه ارتباطي با بخش‌هاي پيشين و پسين خود دارد؟
2. بخش انرژي به چه ميزان بر ساير بخش‌ها تاثير مي‌گذارد و به چه ميزان از ساير بخش‌ها متاثر است؟
1-3 ضرورت و اهميت تحقيق
بخش انرژي يكي از بخش‌هاي سرمايه‌بر است و منابع قابل توجهي را در اقتصاد كشور به خود اختصاص مي‌دهد. اين منابع عظيم بايد بتوانند تاثيرات توسعه‌اي خود را بر كل اقتصاد و هر يك از زيربخش‌هاي اقتصاد به جا گذارد. بخش انرژي براي اين كه بتواند با استفاده از تجهيز منابع، انرژي موردنياز اقتصاد را تامين كند لازم است در ارتباط تنگاتنگي با ساير زيربخش‌هاي تامين‌كننده نهاده‌هاي مورد نياز اين بخش (بخش انرژي) قرار گيرد. پس اثر ستانده‌اي كه بخش انرژي در اقتصاد ايجاد مي‌كند و محاسبه اين كه آن ستانده چه ميزان بر روي ساير بخش‌ها ستانده ايجاد مي‌كند و مقايسه آن با كل ستانده اقتصاد از اهميت پرداختن به موضوع است. اين تحقيق از آن جهت اهميت دارد كه مي‌تواند مشخص كند حركت بخش انرژي مستلزم حركت چه زيربخش‌هايي از اقتصاد است. روشن شدن اين مسئله ما را در سياست‌گذاري براي توسعه بخش انرژي آشنا خواهد كرد.
1-4 هدف تحقيق
* محاسبه ميزان ارتباطات پسين و پيشين بخش انرژي بر اساس تحليل‌هاي پيوندي
* محاسبه ميزان شدت تاثيرپذيري/ تاثيرگذاري بخش انرژي از/ بر ساير بخش‌ها
1-5 سوال‌ تحقيق
* آيا تاثيرپذيري بخش انرژي از بخش‌هاي ديگر بيشتر است يا تاثيرگذاري آن بر بخش‌هاي ديگر؟
1-6 فرضيه‌هاي تحقيق
1. تاثيرگذاري بخش انرژي از تاثيرپذيري آن بيشتر است.
2. در ميان بخش‌هاي اقتصادي بخش انرژي بيشترين تاثير را بر صنايع كاني غيرفلزي دارد.
1-7 روششناسي تحقيق
اين تحقيق مبتني بر تكنيك‌هاي داده- ستانده و مدل‌هاي متعددي كه در تعيين ارتباطات پيشين و پسين زيربخش‌هاي متعدد وجود دارد، ضرايب پيوندي پيشين و پسين را محاسبه و بر اساس ضرايب محاسبه شده ميزان تاثيرپذيري و تاثيرگذاري بخش انرژي تحليل مي‌گردد.
فصل دوم
انرژي و اهميت آن
انرژي و اهميت آن
انرژي يكي از اساسي‌ترين بخش‌هاي جهان ماست. ما از انرژي براي انجام كارها استفاده مي‌كنيم. انرژي به حركت درآورنده وسايل نقليه اعم از خودرو، قطار، هواپيما و همچنين موشك‌هاست. انرژي خانه‌هاي ما را گرم مي‌كند، غذاي ما را مي‌پزد، موزيك مي‌نوازد و تصاوير تلويزيون را به ما نشان مي‌دهد. زماني كه غذا مي‌خوريم، بدن ما غذا را به انرژي جهت انجام كار تبديل مي‌كند. هنگامي كه مي‌دويم يا راه مي‌رويم، انرژي غذا را در بدن خود مي‌سوزانيم. همچنين هنگامي كه فكر مي‌كنيم يا چيزي مي‌خوانيم يا مي‌نويسيم، كاري انجام مي‌دهيم. خودروها، هواپيماها، قطارهاي برقي، كشتي‌ها و ماشين‌آلات نيز انرژي را به كار تبديل مي‌كنند. بنابراين انرژي را مي‌توان به ” توانايي انجام كار ” توصيف كرد. ( سازمان بهينه سازي مصرف سوخت 1382 )
با بررسي تاريخ تمدن و پيشرفت بشر ملاحظه مي‌گردد، تمدن بشر در پرتو توانايي انسان در به كار گرفتن انرژي بوده است، قبل از انقلاب صنعتي، انرژي محدود به قدرت بازوي انسان و حيوانات بوده و در نتيجه قدرت جوامع بشري به تعداد جمعيت و افراد هر كشور وابسته بوده است. بعد از انقلاب صنعتي، مصنوعات اختراع شده، سطح استفاده از انرژي را بسيار گسترده نموده بطوريكه انقلاب صنعتي را دروازه ورود تمدن بشري به عصر تازه‌اي مي‌دانند. ( كريمي 1378 )
بعد از انقلاب صنعتي، مصنوعات اختراع شده نظير اختراع ماشين بخار و استفاده از آن در به حركت درآوردن قطارها و چرخ كارخانجات تاثير بسزايي در رشد و توسعه اقتصادي كشورهاي توسعه‌يافته كنوني داشته است. در ابتدا استفاده از ذغال‌سنگ و انرژي موجود در آن موجب به حركت در آمدن توربين‌ها و موتورهاي بخار گرديد اما اندك اندك جايگزين‌شدن ساير سوخت‌هاي فسيلي مثل نفت و گاز به عنوان انرژي برتر جاي خود را در اقتصاد و صنعت پيدا نمود و هنوز هم به عنوان مهمترين و استراتژي‌ترين منابع انرژي مورد توجه قرار دارند. ( نوشين 1371 )
ارزان بودن و قابليت استفاده آسان و وسيع سوخت‌هاي فسيلي به شكل عمده نفت و گاز، هنوز جايگاه ويژه‌اي به اين منبع در دنياي كنوني داده است. ورود انرژي در مباحث اقتصادي تا قبل از دهه 1970 ميلادي به شكل جدي مطرح نشده بود اما بعد از افزايش قيمت نفت خام و ظهور بحران در اقتصاد جهاني مسئله انرژي و كميابي آن مطرح و به شدت مورد توجه اقتصاددانان خصوصاً كشورهاي صنعتي واقع شد و انرژي نيز بويژه در مطالعات اقتصادي به عنوان يك منبع كمياب مورد مطالعه علم اقتصاد قرار گرفت. ( احمديان 1373 )
قبل از انقلاب صنعتي، كشاورزي بخش مسلط در اقتصاد بوده و حدود هشتاد درصد توليدات به اين بخش اختصاص يافته بود و در حقيقت زمين به عنوان عامل سرمايه و نيروي كار نقش اساسي را در تابع توليد ايفا مي‌كردند اما بعد از انقلاب صنعتي و ورود مواد اوليه در فرايند توليد، اين مواد نيز در توابع توليد جايگاه خويش را در منابع مختلف نظير فولاد و نساجي پيدا نمود. ارزان بودن انرژي منجر به عدم توجه به اين عامل مهم در تابع توليد گشته بود اما بعد از بحران سال 1970 و درك انرژي به عنوان منبع كمياب و تداوم مطالعات در اين زمينه، اقتصاد انرژي شكل گرفت. ( تيرل وال 1378 )
اقتصاد انرژي عمدتاً در منابع پايان ‌پذير مطرح بوده و مطالعات كنوني در زمينه استفاده بهينه انرژي، صرفه‌جويي انرژي، تقاضاي انرژي، توليد و نظاير آن شامل مي‌شود. اما انرژي از دو جنبه خاص اهميت دارد. اولاً تامين كننده انرژي مصرفي خانوارهاست در اين خصوص نيازمندي‌هاي انرژي مصرفي خانوارها و چگونگي تنظيم مصارف انرژي خانوارها در تامين نيازهايشان مطرح است. ثانياً در تحليل انرژي به بررسي و تعيين ميزان انرژي لازم براي توليد مواد اوليه، محصولات كارخانه و عرضه خدمات نيز مورد تحليل و بررسي قرار مي‌گيرد. ( شكيبايي، 1378 )
از طرفي در يك ساختار اقتصادي اساساً پيوندهاي اقتصادي در دو وجه تامين نهاده ( پيوندپسين3 ) و توليد محصول ( پيوند پيشين4 ) مشاهده مي‌شود. بر اين اساس نقش انرژي در تعيين سطح استفاده از انرژي در توليد كالاها، وابستگي ميان بخش‌هاي اقتصادي و سهم آنها در انرژي تجسم يافته در كالاها و خدمات در قالب تجزيه وتحليل داده ـ ستانده (I-O) نيز از جايگاه خاصي برخوردار است.
بنابراين در اين پايان نامه به بررسي جايگاه بخش انرژي در اقتصاد ايران با استفاده از تحليل‌هاي پيوندي پرداخته خواهد شد.
2-1 انواع منابع انرژي
منابع انرژي پايان‌پذير و پايان‌نا‌پذير
به منظور شناخت و درك اهميت بيشتر انرژي در اقتصاد مروري درباره شناخت منابع خواهيم داشت. به طور كلي منابع انرژي به دو صورت يافت مي‌شود. انرژي به دو دسته منابع پايان‌پذير مثل نفت و انرژي و منابع تجديدپذير مثل خورشيد و منابع طبيعي تقسيم مي‌شود:
1. منابع پايان‌پذير (تمام‌شدني)
2. منابع تجديدپذير
منابع پايان‌پذير طي زمان دوباره به وجود نميآيند و استفاده كنوني از يك واحد چنين منبعي از كاربرد آن در آينده جلوگيري مي‌كند.
منابع تجديدپذير آن دسته از منابعي هستند كه ذخايرشان افزايش و كاهش دارد. لذا منبع از بين نمي‌رود و البته تجديد منابع نياز به زمان دارد و در اين خصوص مي‌توان از درخت، جنگل، پرندگان و ماهي‌ها نام برد.
در اين خصوص ارتباط منابع و انرژي بصورت زير است. (شكيبايي 1378)
الف) منابع پايان‌پذير
1. منابع مولد انرژي
زغال سنگ
سوخت‌هاي فسيلي نفت‌خام
گاز طبيعي
2. منابع غيرمولد انرژي
سنگ آهن
منابع معدني سنگ مس
اورانيوم
ب) منابع تجديدپذير
انرژي خورشيد
انرژي باد
1. منابع تجديدپذير انرژي انرژي امواج دريا
انرژي زمين گرمايي
انرژي بيوماس
جنگل‌ها
2. منابع طبيعي مراتع
2-2 منابع اوليه انرژي و حامل‌هاي انرژي
انرژي به دو صورت قابل تحليل و بررسي است. شكل اول آن، منابع اوليه انرژي نام دارد. اين منابع هنوز تحت عمليات و فرآوري و تبديل قرار نگرفته است. شكل دوم آن به حامل‌هاي انرژي نام‌گذاري مي‌شود. منابع اوليه انرژي اغلب منشا خورشيدي دارند. اين منابع به چهار بخش سوخت‌هاي فسيلي، انرژي‌هاي نو، انرژي هسته‌اي و برق آبي تقسيم مي‌شوند.
سوخت‌هاي فسيلي شامل ذغال‌سنگ، گاز طبيعي و نفت‌خام است. انرژي‌هاي نو شامل انرژي خورشيدي، انرژي باد، انرژي امواج دريا، انرژي بيوماس، انرژي زمين گرمايي، انرژي جذرومد است. انرژي هسته‌اي متكي به منابع اورانيوم است كه با به‌همزدن نظم ذرات درون اتم انرژي آن آزاد مي‌شود. انرژي برق آبي، برقي است كه از پتانسيل آب‌هايي كه بالاتر از سطح دريا قرار دارند، مستقلاً بدست مي‌آيد.
پس از فرآيند فرآوري، تبديل، انتقال و ذخيره‌سازي منابع اوليه انرژي تبديل به حامل‌هاي انرژي مي‌گردند. اين فرآيندها اغلب توسط نيروگاه‌ها، پالايشگاه‌ها و… صورت مي‌گيرد. حامل‌هاي اصلي انرژي عبارتند از : گاز مايع، بنزين، نفت سفيد، گازوئيل، نفت كوره، گاز طبيعي و برق.
مصرف‌كنندگان انرژي متقاضي حامل‌هاي انرژي هستند و كاري به منابع اوليه انرژي ندارند. شكل زير فرآيند ارتباط منابع اوليه و حامل‌هاي انرژي را نشان مي‌دهد.(شكيبايي 1378)
شكل (2-1): معرفي منابع انرژي
نفت خامگاز مايعذغال سنگنفت سفيدفرآيندگاز طبيعي1. سوخت‌هاي فسيليمنابـع
اوليـه
انرژي
حامل‌هايگازوئيلتبديلخورشيد2. انرژي‌هاي نوانـــرژينفت كورهفرآوريباد3. انرژي هسته‌ايبنزينانتقال وامواج دريا4. برق آبيگاز طبيعيذخيره‌سازيبيومسبرقزمين‌گرماييجذر و مد2-3 انرژي در نظريات اقتصادي
در بخش توليد، تا چند دهه گذشته تاكيد علم اقتصاد بر دو عامل توليد كار و سرمايه بوده است. سرمايه نيز تا قبل از انقلاب صنعتي بيشتر به زمين اطلاق مي‌شده است علت اين امر تسلط بخش‌هاي كشاورزي بوده بطوريكه كشاورزي 90-80 درصد توليدات را به خود اختصاص مي‌داده است. از اين رو تابع توليد به شكل زير بوده است.
Q= مقدار توليد
L= نيروي كار Q=F(L,K)
K= زمين
با ظهور انقلاب صنعتي و تغيير فرآيند توليد، مواد اوليه نيز به جرگه عوامل مهم توليد درآمد و در بررسي‌هاي اقتصادي مورد توجه قرار گرفت. خصوصاً برخي از مواد اوليه نظير پنبه و الياف طبيعي در صنعت نساجي، سنگ آهن و ذغال‌سنگ در صنعت فولاد مي‌توان نام برد. بنابراين تابع توليد به شكل زير تغيير نمود:
Q= مقدار توليد
L= نيروي كار Q=F(L,K,M)
K= سرمايه
M= مواد اوليه
در هر دو دوره قبل و بعد از انقلاب صنعتي، يكي از عوامل مهم توليد از لحاظ طبيعي و فيزيكي، انرژي بوده است كه به دليل فراوان بودن آن كمتر مورد توجه اقتصاددانان قرار مي‌گرفت.
اما از دهه 1970 ميلادي و بعد از افزايش قيمت نفت خام و ظهور بحران در اقتصاد جهاني مسئله انرژي و كميابي آن به شدت مورد توجه قرار ‌گرفت. بطوريكه در تابع توليد عامل انرژي نيز لحاظ گرديد.
Q= مقدار توليد
L= نيروي كار
K= سرمايهQ=F(L,K,M,E)
M= مواد اوليه
E= انرژي
همان‌طور كه ملاحظه مي‌شود بعد از انقلاب صنعتي، سه عامل نيروي كار، زمين و سرمايه عموماً به عنوان عوامل توليد مطرح مي‌باشند و بعد از بحران انرژي، برخي از اقتصاددانان و نظريه پردازان توسعه، انرژي را نيز به عنوان يكي از عوامل توليدي مي‌دانند. البته اين اهميت عمدتاً ناشي از افزايش قيمت انرژي و موضوع كميابي آن مورد توجه نيست. بلكه اين قبيل اقتصاددانان معتقدند كه هر يك از عوامل كار، زمين و سرمايه براي توليد و نگهداري فرد نياز به انرژي دارند. برخي از اقتصاددانان نظير كليوند5 (1984) اهميت بيشتري براي انرژي در توليدات اقتصادي مطرح مي‌كنند و انرژي را به عنوان عامل اصلي و مقدم بر ساير عوامل مي‌‌‌دانند. طرفداران نظريه فوق بحث‌هاي خود را عموماً با فرض مهم‌تر بودن انرژي نسبت به ساير عوامل شروع كرده و سهم كمتري براي ساير عوامل توليد قائلند. از طرف ديگر اقتصاددانان نئوكلاسيك مانند برنت6 (1978) معتقدند كه انرژي به عنوان عامل مهم در رشد اقتصادي نيست و به عقيده استرن7 (1993) نتايج نئوكلاسيك‌ها قوياً متاثر از اين عقيده است كه آنها فرض مي‌كنند انرژي مي‌تواند از راههاي مشخص بر رشد اقتصادي تاثير بگذارد و اين فرض ساختار تحقيقات تجربي آنان را تحت تاثير قرار داده است. تحقيقات وي مبني بر تعيين رابطه بين انرژي و رشد اقتصادي در آمريكا حاكي از آن است كه بين مصرف نهايي انرژي و رشد اقتصادي رابطه معني‌داري وجود دارد به طوري كه مصرف نهايي انرژي به عنوان يكي از عوامل مهم در توليد ناخالص داخلي است.
اما بر خلاف نظريات فوق اقتصادداناني كينزيني (به شكل تلويحي) عامل انرژي را در كنار ساير عوامل قرار داده و تاثير ناشي از افزايش قيمت آن موجب اختلال در توليد و كاهش عرضه كل و اشتغال را بدنبال دارد، مطرح مي‌نمايند.
2-4 تقاضاي انرژي در بخش‌هاي مختلف اقتصادي
آمارها نشان مي دهد که بخش خانگي و تجاري سهم عمده‌اي در تقاضاي انرژي را دارا است. بخش حمل و نقل دومين مصرف‌كننده بزرگ انرژي نهايي است. همانطور كه انتظار مي‌رود، تقريباً تمام مصرف اين بخش را فرآورده‌هاي نفتي تشكيل مي‌دهند اما در سالهاي اخير برخي وسايل نقليه از گاز طبيعي فشرده (CNG) و (LNG) استفاده مي‌كنند. در برخي مناطق شهري مانند تهران، مقداري برق براي مصرف قطارهاي برق مصرف مي‌شود. بخش صنعت سومين مصرف‌كننده عمده انرژي در ايران است.
در مجموع بزرگ‌ترين مصرف‌كننده انرژي نهايي بخش خانگي و تجاري است كه ظرفيت قابل توجهي براي جايگزيني گاز طبيعي به جاي فرآورده‌هاي نفتي دارد. با يك سياست مناسب قيمت‌گذاري CNG مي‌تواند در بخش حمل و نقل اقتصادي شده و فرصت‌هاي فوق‌العاده‌اي براي صرفه‌جويي فرآورده‌هاي نفتي ايجاد كند. اگرچه سهم گاز طبيعي در بخش صنعت بالاست، همچنان موارد و فرصت‌هايي براي جايگزيني و استفاده گاز طبيعي با قيمت‌هاي ارزان و مناسب وجود دارد.
2-5 انرژي و ساير شاخص‌هاي اقتصادي
انرژي به عنوان يكي از مهم‌ترين عوامل توليد و همچنين به عنوان يكي از ضروري‌ترين محصولات نهايي، از نظر اقتصادي داراي اثرات قابل توجهي است. مسلماً بررسي تمامي اين اثرات در بخش حاضر امكان‌پذير نخواهد بود. بنابراين در اين بخش تنها برخي از مباحث مهم و اقتصاد به اختصار مورد بررسي قرار مي‌گيرند. اين موضوعات عبارتند از: مصرف سرانه و شدت انرژي، مصرف انرژي و رشد اقتصادي، شاخص‌ بهره‌وري انرژي و اثرات تورمي افزايش قيمت انرژي.
2-6 مصرف سرانه و شدت انرژي
به طور كلي افزايش كارايي و بهره‌وري عوامل توليد از جمله انرژي، مي‌تواند موجب افزايش رشد اقتصادي و رفاه اجتماعي شود. بنابراين از طريق بهبود تكنولوژي‌هاي تبديل و مصرف انرژي مي‌توان كارايي و بهره‌وري انرژي را افزايش داد. اگرچه معمولاً در مقايسه بين كشورها – از نظر سرانه مصرف انرژي – بالابودن مصرف نشانه توسعه يافته‌تر بودن يك كشور است، اما بايستي متذكر شد كه عموماً اين مصرف بالاتر با توليد ملي بيشتري نيز همراه است. از طرف ديگر تجربة كشورهاي پيشرفته نشان داده كه مي‌توان با افزايش كارايي فن‌آوري‌هاي توليد و مصرف انرژي، ضمن ثابت نگه داشتن و حتي كاهش مصرف، توسعه اقتصادي و رفاه اجتماعي بالاتري به وجود آورد. در اين ارتباط موضوعي كه در مورد ايران بايستي مدنظر قرار گيرد اين است كه فراواني نسبي منابع انرژي باعث شده كه مصرف سرانه و شدت انرژي (در مقايسه با كشورهايي با ساختار مشابه و منابع انرژي كمتر)، بالاتر است. به عبارت ديگر توليد كالاهاي انرژي‌بر، تا حدودي بالا بودن مصرف سرانه و شدت انرژي در ايران را توجيه مي‌كند.
شاخص مهم ديگر براي ارزيابي نحوه استفاده از انرژي در سطح كلان كشور، شدت انرژي است. شدت انرژي نشان مي‌دهد كه براي توليد مقدار معيني از كالاها و



قیمت: تومان


پاسخ دهید